سفارش تبلیغ
صبا ویژن

تبسم


زندگی پر شده از فراز ها و شیب ها
از غم ها و شادی ها
از بودن ها و نبودن ها
تو چه میخواهی ببینی؟
زندگی رنجست؟! آری
اما شادی دارد 
تبسم دارد 
خوشی دارد 
سعادت دارد 
حس خوب دارد 
زندگی جمع سختی ها و راحتی ها ست
تو چه میخواهی ببینی؟
چه میخواهی باور کنی؟
باور های تو دنیای تو را می سازد
و ایمانت معجزه های زندگی ات را
تو چه میخواهی ببینی؟
معجزه فقط آن ید بیضا نبود 
آن عصا آن شفا و زنده کردن مرده ها نیست
معجزه گاهی در همین نزدیکی است
لای این کتاب ها و دفتر ها
در این خانه ها و دیوار ها
کمی چشم بینا می خواهد
کمی دقت کمی ذوق 
کمی ایمان کمی باور
دور نیست زیبایی ها
شادی ها 
خوشی همین اتاق بقلی است
تو چقدر جرات داری تا آنجا بروی
در بزنی؟!
زندگی شیرینی تلخی هاست
زندگی تبسم رویایی است 
که الهام میدهد تو را
که التیام می بخشد درد ها را
خاموش می کند آتش ها را 
زندگی باور این خوبی هاست 
#انگیزه#امید#معجزه#ایمان
#باور#شادی#تبسم_رویای
#smile_of_dream



تاریخ : یادداشت ثابت - یکشنبه 99/1/18 | 1:54 صبح | نویسنده : تبسم | نظر

تو بگو که همین فردا چه به جز غم ما دارد.
مگر حنجر ما تا کی تب و تاب صدا دارد؟

هنوز وقایع سال گذشته را فراموش نکرده ایم
خون هایی که ریخته شد را فراموش نکرده ایم
جفایی که بر ما شد را فرموش نکرده ایم
آنها که در آن روز ها مردند
چه خوب چه بد
انسان بودند
هم وطن بودند شاید بد شاید خوب
انقدر خائن خائن نکنید
چه کرده اید که مردم خائن شده اند؟
مردم گرسنه اند
گرسنه عدالت
مرام ، انسانیت و...
سگ گرسنه هم وفاداری نمی داند. ......
بیشتر بگویم خائن می شوم




تاریخ : دوشنبه 99/11/27 | 9:19 عصر | نویسنده : تبسم | نظر

می خواهم امروز چیزی بگویم ؛
از امروز از این ساعت از این لحظه
که غم در من ریشه بسته
در جای دیگر کسی پایکوبان در مسیری است
شاید در همین خیابان پایینی است.
نمی خواهم از مرگ بگویم
نه از جناح و سیاست حرفی دارم
نه از سپاه و مدافعان حرم
من از درد می گویم برایت
از فراغ بابا بگویم برایت؟
از فراغ عاشق و معشوق؟
از درد بی بابایی بگویم؟
می خواهم امروز چیزی بگویم؛ اما
نه از سیاست، نه از مذهب، نه از خوبی و بدی چیزی نگویم
میخواهم از درد بگویم
میخواهم از محبت بگویم
از شب تاریکی که زنده شد به نور مرگ بگویم؟
از دست بابا بگویم؟
میخواهم از قاسم سلیمانی بگویم.
از درد یتیمی بگویم؟
از شب های بی بابا بگویم؟
دوست داری من چه گویم؟
از صدای اندوه همسر من بگویم؟
از جهان بی سلیمانی من بگویم؟
یا که از دنیای نامردی بگویم؟
اینکه امروز مردی در مسیری از دنیا می رود
تیتر جدیدی نیست؛ اما
اینکه این مرد، مرد ترین مردان خداست ، خبر را داغ می کند
داغی که بر دل و جان می زند.
میخواهم چیزی بگویم
می گویید سپاه بد است باشد
اسلام بدست باشد
انسان، زندگی، ایران، جمهوری اسلامی بدست باشد.
ولی آیا شفقت، مرام و انسانیت هم بد است؟
که در مرگ انسانی شادمان می گردید؟
فقط به خاطر برداشت هایتان که شاید حقیقت داشته باشد؟
این است مرام شما؟
می خواهم از دردی بگویم
در میان این جهان ، این ایران ، این مردم
غمی مرا بد گرفته است.
از این دوگانگی بیزارم
از این نفرت در وجودشات بیزارم
از دروغ های حقیقت نما بیزارم.
می خواهی من از چه گویم برایت؟؟؟

نوشته شده در تاریخ 13 دی 98

همچنین وفات آیت الله مصباح یزدی

را به جامعه اسلامی تسلیت عرض میکنم.




تاریخ : شنبه 99/10/13 | 11:40 عصر | نویسنده : تبسم | نظر

ساده بودیم و خاکی
به همین شیوه خاکمان کردند
سنگ بودیم
به همین شیوه خاکمان کردند
نمی دانستند که از خاکمان
چه لاله ها که نمی روید
شیر بوده ایم و هستیم
حتی اگر یال و کوپلامان را بسوزانند.
ما وارثان زمینیم
ما محقق کنندگان وعده خداییم
حال شما مستضعف بپندارید.
ما خدایی رفتار می کنیم
و گرنه ابلیس هم به شما رحم نمی کرد
تا این حد نامردید
از نامردان انتظاری نمی رود
لطف کنید به بهانه های مسخره
پا بوسی بی معرفتان را نکنید
اینان کسانی هستند
که قلبتان را به سیخ می کشند
و خام میخورند
و به ریش همه ما می خندند.
فرق ساده ها
خاکی ها
با احمق ها و سادلو ها
اینجا نمایان میشود.
تا کی حماقت!
....




تاریخ : یکشنبه 99/9/16 | 1:27 عصر | نویسنده : تبسم | نظر

کینه ها
زخم ها
سر باز میکنند
تاریخ ها تکرار می شوند
تا کی این کینه و نفرت
باقی خواهد ماند؟
تا کی خواهند کشت؟
تا کی سکوت خواهیم کرد؟
تا کی انتقام های سخت؟
چرا به اینجا رسیده اند؟
چرا به اینجا رسیده ایم؟
سرزمین ما را تا کی خون می خواهد
آبیاری کند؟
تا کی کودکان بی پدر شوند؟
تا کی زنان بی همسر شوند؟
از خون خواری سیر نمیشوند؟
اینان خون خوناشام ها را
به شیشه می کنند.
از بی معرفت
انتظار معرفت داشتن خطاست
از ظالم انتظار عدل داشتن خطاست
پس چرا در این سرزمین
دولتمردان این همه خطا می کنند؟
حرف از مذاکره شد
نامردی دیگری در راه است
انگار که دوباره دارند
خر داغ میکنند.
آیا هنوز چشمی برای دیدن هست؟
آیا هنوز گوشی برای شنیدن هست؟




تاریخ : دوشنبه 99/9/10 | 12:38 عصر | نویسنده : تبسم | نظر


  • paper | فروش بک لینک قوی | خرید بک لینک رایگان
  • مقاله های غیر خطی | فروش رپورتاژ آگهی ارزان